حق مسلم ما

بالاخره یک کار پیدا کردم. یک کار در زمینه Grid Systems. چندین پروژه در سطح اروپا در این راستا داره انجام می‌شه که یکی از بزرگترین موارد استفاده اونها تحلیل حجم زیاد اطلاعات مربوط به شتاب‌دهنده‌های هسته‌ایه. نمی‌دونم باید خوشحال باشم که کار پیدا کردم یا اینکه تاسف بخورم برای خودمون و اینکه انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست و باز اینکه کمتر از پنج روز تا توقف غنی‌‌سازی فرصت داریم ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

مسیر

"اگر هدف خدمت به خلق و عشق به توده مردم باشه، آیا شما توانایی زندگی کردن در یک روستای محروم رو دارید؟"
و این سوال آغازکننده زندگی جدید من بود، هر چند که به جای روستای محروم سر از سوئد در آوردم.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

تهران عزیز

با اینکه اینجا تو سوئدم، اما همچنان به رادیوهای ایران گوش می‌دم. یکی از بهترین بخش‌هایی که شنیدنش واقعا برام لذت‌بخشه، خبرهای ترافیکه رادیو پیامه. وقتی که گوینده می‌گه اتوبان صدر ترافیکه شدیده، یا مثلا بزرگراه مدرس کیپ‌کیپه، روحم تازه می‌شه، حس زندگی بهم دست می‌ده.
با اینکه پنج، شیش ماه بیشتر نیست که اومدم، اما واقعا دلم تنگ شده واسه تهران، واسه ترافیک و شلوغیاش، واسه دربند و درکه‌اش، واسه آقا قربونت پیاده می‌شماش، واسه خسته و کوفته از کار برگشتناش، واسه صبح تا شب سگ‌دو زدناش و بجایی نرسیدناش، واسه پاس دادن آدم از این اداره به اون اداره واسه یک کار ساده انجام دادناش، واسه خود خود تهران ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

چگونه فولاد آبدیده شد

گرانبهاترين چيز برای انسان زندگی است و آن فقط يك بار داده می‌شود، پس بايد آن را چنان گذراند كه سال‌های به هدر رفته عمر موجب عذاب دردناك نگردد، تا گذشته خوار و سفله بر پيشانی ما داغ رسوايی نزند، تا به هنگام بدرود زندگی بتوان گفت:

سراسر زندگی و همه نيروهايم وقف زيباترين پديده‌های جهان، وقف "خدمت به بشريت" شده بود، پس بايد شتافت، زندگی كرد، چه يك بيماری بی‌معنی يا يك تصادف غم‌انگيز می‌تواند رشته آن را بگسلد.

 

نيکلای آستروفسکی (با کمی تغییر)


  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

معاد

نمی‌دونم چرا خدا معاد رو ساخته. چرا که هر چی فکر می‌کنم می‌بینم اعتقاد به معاد یا آدم رو ترسو می‌کنه یا شهوت‌پرست و مال‌پرست.
به قول حضرت علی که می‌گه، آدم‌ها سه دسته‌ان، اونهایی که از روی ترس خدا رو می‌پرستن و اینها افرادی ترسو هستن، اونهایی که به خاطر بهشت اطاعت خدا می‌کنن و اینها تاجرانی بیش نیستن و اونهایی که به خاطر خدا مطیع اوامر خدا هستن و اینها رستگارانن. پس اعتقاد به این معاد چه ارزشی می‌تونه داشته باشه در حالی‌که بود و نبود آن به حال رستگاران فرقی نداره.
امشب دوباره شبکه سه دفاعیه گلسرخی رو پخش کرد و نقدی در ادامه. نقدی که خلاصش این می‌شد که آدم حتما باید مذهبی باشه و معتقد به معاد تا ایثار کنه وگرنه به چه دلیلی یک انسان باید از جون خود برای دیگران بگذره، اگر هم یک ماتریالیست این کار رو بکنه حتما به معادی اعتقاد داشته و خودش خبر نداشته. به نظر من که اون آدم نقدکننده یا آدم ترسوییه یا یک آدم تاجرمسلک که انتظار دریافت پاداش در قبال هر کاری رو داره. وگرنه چه پاداشی از این بالاتر که آدم چنان چشم بینایی پیدا کنه و چنان به کمال برسه که بی‌نیاز از هر دریافتی در راه عقیده قدم برداره و از جون بگذره، و این چشم بینا عین پاداشه ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

عقیده

من به مذهب عقیده‌ای ندارم، اما به ایمان به مذهب معتقدم. به زیارت عقیده‌ای ندارم اما به ایمان اون زایری که از روستای جنوب با سختی به زیارت حرم مشهد می‌ره معتقدم. به عزاداری اعتقادی ندارم، اما به ایمان اون مادر پیری که آش نذری رو روز عزاداری هم می‌زنه معتقدم، چرا که فکر می‌کنم بین عقیده و ایمان به عقیده فاصله‌ی زیادیه.
اگر عقیده بود و ایمان نبود کی داوطلب می‌شد که بره رو مین، اگر عقیده بود و ایمان نبود کی حاضر می‌شد بره جلوی جوخه اعدام ...، حالا عقیده هر چی که می‌خواد باشه، چه مذهبی، چه غیرمذهبی. اصل، ایمان و عمل به اونه. چرا که قضاوت در مورد درست یا غلط بودن عقیده، کاری عبث و بی‌فایده‌‌ست.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

انقلاب

هر سال وقتی که دهه انقلاب می‌رسه حال متفاوتی دارم. با اینکه متولد اون سال هستم و چیزی به خاطر ندارم، اما گویی که بودم و همه اتفاقات رو از نزدیک لمس کردم.
کتاب‌های زیادی از اون دوران خوندم، تفکرات مختلف و گاها متضاد، اما چیزی که در  همه اون کتاب‌ها مشترک پیدا می‌کردم، ایمان به هدف و ایستادگی در راه اون بود.
کتاب‌هایی در مورد شکنجه و استقامت در مقابل شکنجه. انسان‌هایی که می‌دانستند پیروزی هدفشان را به چشم خود نمی‌بینند، اما به راستین بودن اون اعتقاد داشتند و ایستادگی کردند و جان باختند. عده‌ای به نام خلق، عده‌ای به نام خدا و عده‌ای به نام وظیفه.
سرودهای مختلف، بهاران خجسته باد، جاوید باد ایران، یاردبستانی من، الله الله الله ...، گروه‌های مختلف، چریک‌های فدایی، حزب توده، فداییان اسلام ...، مجاهدین مختلف، احمدزاده، گلسرخی، دانشیان، اندرزگو، نواب‌صفوی ...
یادشان گرامی ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

سیاهکل

دیروز ۱۹ بهمن سالروز قیام سیاهکل بود. قیامی که در آن تعدادی انسان پاک با عقاید پاک به پا خواستند و در این راه توسط عوامل شاه به معراج رسیدند. یادشان گرامی ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

فیلم

ایمان به هدف و استقامت در اون راه، احترام همه حتی دشمنان شخص رو  برمی‌انگیزونه. دیروز شبکه سه بعد از گذشت ۲۸ سال از انقلاب فیلم دفاعیه خسرو گلسرخی رو پخش کرد (البته سانسور شده).

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

تاریخ

بزرگی می‌گفت:
هنگامی‌که اشغالگران به سرزمین ما آمدند، ما زمین داشتیم و آنها دین داشتند.
اکنون ما دین داریم و آنها زمین ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

کندوکاو

دیگر وقت آن گذشته است که ادبیات کودکان را محدود کنیم به تبلیغ و تلقین نصایح خشک و بی‌بروبرگرد، نظافت دست و پا و بدن، اطاعت از پدر و مادر، حرف‌شنوی از بزرگان، سر‌و‌صدا نکردن در حضور مهمان، سحر‌خیز باش تا کامروا باشی، بخند تا دنیا به رویت بخندد، دستگیری از بینوایان به سبک و سیاق بنگاه‌های خیریه و مسائلی از این قبیل که نتیجه‌ی کلی و نهاییه همه این‌ها بی‌خبر ماندن کودکان از مسائل بزرگ و حاد و حیاتی محیط زندگی است. چرا باید در حالی که برادر بزرگ دلش برای یک نفس آزاد و یک دم هوای تمیز لک زده، کودک را در پیله‌ای از «خوشبختی و شادی امید» بی‌اساس خفه کنیم؟ ...
آیا کودک غیر از یاد گرفتن نظافت و اطاعت از بزرگان و حرف‌شنوی از آموزگاران (کدام آموزگار؟) و ادب (کدام ادب؟ ادبی که زور‌مندان و طبقه غالب و مرفه حامی و مبلغ آن است؟) چیز دیگری لازم ندارد؟ آیا نباید به کودک بگوییم که در مملکت تو هستند بچه‌هایی که رنگ گوشت و حتی پنیر را ماه‌ به ماه و سال به سال نمی بینند؟ چرا که عده قلیلی دلشان می‌خواهد همیشه «غاز سرخ‌شده در شراب» سر سفره‌شان باشد.
آیا نباید به کودک بگوییم که بیشتر از نصف مردم جهان گرسنه‌اند و چرا گرسنه شده‌اند و راه برانداختن گرسنگی چیست؟ آیا نباید درک علمی و درستی از تاریخ و تحول و تکامل اجتماعات انسانی به کودک بدهیم؟
چرا باید بچه های شسته‌ورفته و بی‌لک‌و‌پیس و بی‌سر‌وصدا و مطیع تربیت کنیم؟ مگر قصد داریم بچه‌ها را بگذاریم پشت ویترین مغازه‌های لوکس خرازی فروشی‌های بالای شهر که چنین عروسک‌های شیکی از آن‌ها درست می کنیم؟
چرا می‌گوییم دروغگویی بد است؟ چرا می‌گوییم دزدی بد است؟ چرا می‌گوییم اطاعت از پدر و مادر پسندیده است؟ چرا نمی‌آییم ریشه‌های پیدایش و رواج و رشد دروغگویی و دزدی را برای بچه‌ها روشن کنیم؟
کودکان را می‌آموزیم که راستگو باشند در حالی که زمان، زمانی است که چشم چپ به چشم راست دروغ می‌گوید و برادر از برادر در شک است و اگر راست آن‌چه را در دل دارد بر زبان بیاورد، چه بسا که بعضی از دردسر‌ها رهایی نخواهد داشت.
آیا اطاعت از آموزگار و پدر و مادری ناباب و نفس‌پرست که هدفشان فقط راحت زیستن و هرچه بیش‌تر بی‌دردسر روزگار گذراندن و هرچه بیش‌تر پول درآوردن است، کار پسندیده‌ای است؟
چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ می‌کنیم و هرگز نمی‌گوییم که چگونه آن یکی «بینوا» شد و این یکی «توانگر» که سینه جلو دهد و سهم بسیار ناچیزی از ثروت خود را به آن بابای بینوا بدهد و منت سرش بگذارد که آری من مردی خیر و نیکوکارم و همیشه از آدم‌های بی‌چاره و بدبختی مثل تو دستگیری می‌کنم، البته این هم محض رضای خداست والا تو خودت آدم نیستی. ...
ادبیات کودکان نباید فقط مبلغ محبت، نوع‌دوستی، قناعت و تواضع از نوع اخلاق مسیحیت باشد. باید به بچه گفت که به هر که و هرآنچه که ضدبشری و غیرانسانی و سد راه تکامل تاریخی جامعه است، کینه ورزد و این کینه باید در ادبیات کودکان راه باز کند. تبلیغ اطاعت و نوع‌دوستی صرف، از جانب کسانی که کفه سنگین ترازو مال آنهاست، البته غیرمنتظره نیست، اما برای صاحبان کفه سبک ترازو هم ارزشی ندارد.

صمد بهرنگی

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

دل دیوانه

در عشق توام، نصیحت و پند چه سود        زهرآب چشیده‌ام، مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید                  دیوانه دل است، پام بر بند چه سود

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

انتخاب

به نظر من سرب ذوب شده جهنم به مراتب دلنشین‌تر از شهد شیرین بهشتیه، اگر آگاهانه انتخاب شده باشه. من که ترجیح می‌دم تو آتیش جهنم بسوزم اما فکر کنم، تا اینکه یک قصر مرمر تو بهشت بهم تقدیم کنن اما مطیع بی‌چون‌وچرا باشم.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

سوال

به خیلی از کشورهای فقیر دنیا که نگاه می‌کنیم می‌بینیم دینشون اسلامه.
حالا نمی‌دونم، این کشورها چون فقیرن مسلمون شدن یا چون مسلمونن فقیر شدن؟

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

به یاد کرامت دانشیان

هوا دلپذير شد
گل از خاک بردميد
پرستو به بازگشت زد نغمه‌ اميد
به جوش آمده‌است خون درون رگ گياه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه

به خويشان،
         به دوستان،
                  به ياران آشنا،
به مردان تيزخشم که پيکار مي کنند
         به آنان که با قلم تباهی درد را
                  به چشم جهانيان پديدار می‌کنند

بهاران خجسته باد،

بهاران خجسته باد.

و اين بند بندگی،

         و اين بار فقر و جهل

                  به سرتاسر جهان،

                           به هر صورتي که هست
                                    نگون و گسسته باد.
به خويشان،
         به دوستان،

                  به ياران آشنا،
به مردان تيزخشم که پيکار مي کنند
         به آنان که با قلم تباهی درد را
                  به چشم جهانيان پديدار می‌کنند

بهاران خجسته باد،
بهاران خجسته باد.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

عکس

چند روزیه یک عکس از احمدی‌نژاد تو سایت‌ها دیدم که اونو در حال خواب به روی یک زمین خالی در حالیکه پتوی نصفه‌ای روش افتاده نشون می‌ده. در حاشیه این عکس توضیحات خوانندگان مختلف رو می‌شد دید که مطلبی به این مضمون نوشته بودند که ما چه آدم‌های بدبختی هستیم که یک آدم با این ریخت و قیافه رییس‌جمهورمون شده.
می‌گن، احمدی‌نژاد سیاست خارجه رو گند زد، می‌گم قبول. می‌گن، وضعیت اقتصادی کشور رو بهم ریخت، می‌گم قبول. اما ...، اما اگر حرفی در مورد ساده‌زیستیش زده بشه نمی‌شه قبول کرد، چرا که ساده‌زیستی شیوه زندگی آدم‌های بزرگه. آدم‌هایی مثل گاندی، هوشی‌مینه و ...
فکر می‌کنم هنوز تا بی‌طرف بودن و عادلانه قضاوت کردن کمی فاصله داریم ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :

اعدام می‌کنیم ...

دادستان عمومی و انقلاب ایران برای ۱۰ نفر از تهیه و توزیع‌کنندگان سی‌دی‌های مبتذل تقاضای اعدام کرد.
ایران عزیز ...
ایران عزیزی که جون آدم توش قد زرشک هم ارزش نداره.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :