زندگی

... البته اگر یک وقتی ناچار با مرگ روبرو شوم - که می‌شوم - مهم نیست. مهم این است که زندگی یا مرگ من چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد ...

صمد بهرنگی

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

و باز خدا

خدایا نمی‌دونم چی هستی، کی هستی، کجایی، اصلا هستی یا نیستی، تو خالق منی (که چندان به این اعتقاد ندارم)، یا من خالق تو، اما هر چی که هستی یا نیستی، من به تو احتیاج دارم. پس تو رو تو ذهنم ساختم و بهت ایمان آوردم. تو رو ساختم، بدون اینکه برات صفتی قائل بشم، که هر چی تضاد هست تو همین صفته. تو رو ساختم و باهات خلوت کردم، نه برات نماز خوندم و نه حج رفتم. نه! بجاش بهت بدوبیراه گفتم و برات حرف زدم، تو هم به حرفام گوش دادی ...، برات نماز نخوندم، حج هم نرفتم، هیچ وقت هم این کارو نمی‌کنم، اما ...، اما حاضرم که شهید راهت بشم، چرا که به راهت ایمان دارم ...
می‌دونم، نه، یقین دارم که تو اینجور عشق‌بازی رو بیشتر دوست داری ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

وفا

امروز تو خبر خوندم:
... يك زن سالخورده كه نزديك به 80 سال سن داشت در حال رای دادن در پای صندوق رای يكی از حوزه‌های رای‌گیری در حاليكه پرچم ايران بر دست داشت، بر اثر كهولت سن درگذشت ...
همین ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

انتخاب

در انتخابات شرکت کنیم یا نه؟
بعضی‌ها با هزار دلیل و منطق سعی در تحریم انتخابات دارن. من نمی‌فهمم تو این همه سال، از تحریم کردن انتخابات چه دستگیرمون شده که باز می‌خواهیم اون رو تحریم کنیم. تو این همه سال هی نشستیم و تحریم کردیم و سال به سال دریغ از پارسال، وضع بهتر که نشد هیچ، اینیه که حالا می‌بینیم.
حالا انتخاب با خودمونه، یا بشینیم خونه و از نبودن دمکراسی تو کشور عزیزمون بنالیم و یا ...
فکر نمی‌کنم انتخابش زیاد سخت باشه ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

رئیس‌جمهور عزیز

این احمدی‌نژاد هم اعجوبه‌ایه در نوع خودش. خیلی خوب بلده بازی کنه. من که هنوز نتونستم دست این آدم رو بخونم. ولی شک ندارم پشت این کارهای به ظاهر نابخردانه، پشت این حرف‌های به ظاهر ساده‌لوحانه، پشت این بازی‌های بین‌المللی به ظاهر مسخره، کلی فکر و حساب کتاب واسه خودش داره.
مثلا این آقا نمی‌دونست دیروز اگر بره امیرکبیر این بلاها سرش می‌آد. قطعا می‌دونست، خیلی بهتر از ما و پدر جد ما می‌دونست. ولی چرا این کارو کرد. اینجاست که نشون می‌ده این آدم به ظاهر ساده عجب ...
حالا کاری ندارم اینا فکر خودشه یا کس دیگه، ولی خوب بازی می‌کنه، خیلی خوب.
من که از یک طرف از دست کارها و حرفاش حرص می‌خورم، از یک طرف از این بازی کیف می‌کنم. حالا نمی‌دونم آخر سر این حرص من غالب می‌شه یا کیف من وافر ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

امیرکبیر عزیز

امروز رئیس‌جمهور محترم به امیرکبیر عزیز رفته بود. امیرکبیر عزیز که بیشتر از ۱۰ سال در اون زندگی کردم و بزرگ شدم (اگر بزرگ شده باشم).
اتفاقات امروز مثل همیشه و قابل پیش‌بینی بود. اول تجمع اعتراضی دانشجوها، بعد آوردن چندین اتوبوس آدم و معرفی اونها به عنوان دانشجوی امیرکبیر، بعد هم کتک خوردن دانشجوها، و آخرسر هم خراب کردن همه کاسه کوزه‌ها سر دانشجوی بیچاره و معرفی اونها به عنوان اغتشاش‌طلب و مزدور آمریکا.
اگر با اون محیط آشنا نبودم و خبرهای سایت‌های دولتی رو می‌خوندم، کلی تحت تاثیر قرار می‌گرفتم و برداشت‌ها می‌کردم، در حالی که اصل قضیه چیز دیگه‌ایه، و واضح که کدام یک به ناراست نوشته ...
این خبرها رو که می‌خوندم پیش خودم فکر کردم که اگر هر کدوم از ما قدرت رو به دست بیاره، آیا روشی غیر از روش سایت‌های دولتی رو در پیش می‌گیره؟ بهتر برای جواب دادن به این سوال خیلی عجله نکنیم.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

مسلمان

و من اگر مسلمان بودم، حتما یک طالبانی می‌شدم،
چرا که کمترین تضاد رو در طالبان می‌بینم ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

حج

حج، مناسکی که تجلی‌گاه برابری و اتحاد مسلموناست. حج، ظاهر اتحاد، ظاهر برابری، ظاهر دست از دنیا کشیدن، ظاهر، ظاهر و ظاهر. اما باید این حقیقت تلخ رو پذیرفت که در باطن این ظاهر زیبا، چهره نازیبایی خفته! چهره نازیبایی که سرمایه میلیون‌ها مسلمون که با هزار مصیبت به این سرا سفر می‌کنند رو به یغما می‌بره، چهره نازیبایی به اسم استکبار جهانی. وای بر این مسلمون‌ها که هر روز علیه این چهره نازیبا شعار می‌دن و خود به آن پر و بال ...
نمی‌دونم اگر حضرت ابراهیم الان بود چی کار می‌کرد، شاید ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

مناجات

چه خوش است، دست از جهان شستن و دنیا را سه طلاقه کردن، از همه قید و بند اسارت حیات آزاد شدن، به همه طاغوت‌ها، نه گفتن، با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن، جایی که انسان دیگر مصلحتی ندارد تا حقیقت را برای آن فدا کند، دیگر از کسی واهمه نمی‌کند تا حق را کتمان نماید، آنجا حق و عدل همچون خورشیدی می‌تابد و همه قدرت‌ها و قداست‌ها فرو می‌ریزد، و هیچ کس جز خدا، فقط خدا، سلطنت نخواهد داشت ...

بخشی از مناجات شهید چمران
 
  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

۱۶ آذر

امروز ۱۶ آذر بود. تو خبرها خوندم که دیروز بعد از مدت‌ها دانشگاه حال و هوای متفاوتی داشت. یاد روزهای سال ۷۸ افتادم، وقایع کوی دانشگاه. شوری داشتیم اون روزها، شور جوونی، شور ...، شور ...، شور دیگه‌ای یادم نمی‌آد. انگار که همش شور جوونی بود و بس.
اگر اشتباه نکنم ۲۰ تیر بود، سردر دانشگاه، دیواره‌ای از بسیج روبروی سردر و دانشجوها داخل. سلاحی که دست دانشجوها بود چیزی جز سنگ‌ریزه‌ نبود. یادم هست اون روز با تمام نیرو سنگ‌ها رو به سمت بسیجی‌‌ها پرتاب می‌کردم، به این امید که شاید ...
روزها از اون دوران می‌گذره، الان که با خودم فکر می‌کنم می‌گم شاید ...، شاید اون بسیجی که من بهش سنگ پرت کردم، همون هموطنی بوده باشه که دل من برای آزادیش می‌تپید ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

معراج

تا حالا مطلب در مورد معراج زیاد خوندیم و شنیدیم. به درست یا غلط بودن اون کاری ندارم، اما چند وقت پیش مطلبی خوندم در مورد معراج، معراج یک انسان، معراج یک عقیده، معراج یک ایمان، ایمان به هدف، هدفی مقدس، معراج یک انسان با ایمان، انسانی که از خویشتن خویش در راه هدف گذشت، معراج یک انسان بر بالای دار ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

خدا

و آیا بشر مخلوق خداست، یا خدا ساخته ذهن بشر؟

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

بسیجی

بعضی از معانی چنان در طول زمان تغییر می‌کنند که آدم واقعا در حیرت می‌مونه. بعضی وقتها این تغییرات چنان زیاده که یک ارزش رو به ضد ارزش تبدیل می‌کنه. یکی از کلماتی که طی این سال‌های اخیر تبدیل به ضد ارزش شده کلمه بسیجیه.
جنگ که تموم شد سن زیادی نداشتم و درک درستی از این که چه بر سرمون اومده، اما یک بار که به شلمچه رفتم دیدم که جنگ جای هر کسی نبوده. تا کسی اهل دل نبود، خالص نبود نمی‌تونست بره اونجا. اونجا جای بسیجی‌ها بود. ولی حیف که الان بسیجی معادل شده با قلدری، زورگویی، خودخواهی و ...
چند روز پیش فیلمی دیدم از یک بسیجی ۱۴ ساله. چه صفایی و چه ایمانی، چیزی که امروزه گوهر نایاب شده. من شخصا هیچ عقیده مشترکی با این بسیجی ۱۴ ساله نداشتم، اما این اصلا مهم نیست چرا که او ایمان داشت، ایمان به هدف. اینه که مهمه. کدوم یک از روشنفکرهای امروزی ما (به جز عده انگشت‌شماری) چنان ایمانی دارند. ایمانی که در راه اون از سرمایه وجودیشون بگذرند.
از ادعا کم کنیم و به عمل اضافه ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

Google عزیز

اخیرا تو خبرها خوندم که سایت‌های جدیدی به جرگه سایت‌های فیلتر شده در ایران پیوسته، سایت‌های مثل آمازون، you tube، ويکی پديا و ...
چند وقتی هم است که این گوگل عزیز، سرویسی رو راه انداخته به نام google trends که نشون می‌ده چه کلمه‌ای در کدام نقطه جهان، در چه دوره زمانی چند بار جستجو شده.
اگر زحمت کشیده و به این سرویس سری بزنیم، می‌بینیم که با وجود این همه فیلتر، باز هم کشور عزیزمان مقام بالایی در جستجو کلمات fuck (مقام اول)، vulva (مقام اول)، tit (مقام اول) و sex (مقام چهارم) دارد.
نکته جالب‌تر اینکه از بین کشورهای دیگه، کشورهای گرامی مسلمان گوی سبقت رو از عوامل کفر ربودن و ۷۰٪ این جستجوها رو به نام خود کردند.
و باز هم تضاد ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

مادر وطن

طبق گزارشی که اکونومیست در مورد دموکرات‌ترین کشورهای دنیا در سال ۲۰۰۷ اعلام کرد، ایران در رتبه ۱۳۹ قرار داشت و سوئد در رتبه ۱. حالا که من اومدم سوئد و دارم درس می‌خونم، می‌تونم بگم بی‌خیال بقیه، خودت را بچسب، دیگه برنگرد.
چند نفر از ما اینجوری فکر می‌کنیم؟
کدوم یکی از ما راضیه مادر بیمارش رو رها کنه و بره بغل حوری‌های زیبارو ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۳:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

کوزه‌گر دهر

و این خیام عزیز ...

جامی است که عقل آفرین می‌زندش       صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش
این کوزه‌گر دهر چنین جام لطیف            می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

تضاد

و زندگی سراسر تضاد است. اکثر ما چنان در این تضاد غرق شدیم که نمی‌دانیم در کدام وجه این تضاد قرار داریم. بی‌دینیم و در ظاهر دین‌دار، دین‌داریم و در ظاهر بی‌دین، خدا نشناسیم و در ظاهر خدا شناس، خدا شناسیم و در ظاهر خدا نشناس، ندارا هستیم و در ظاهر دارا، دارا هستیم و در ظاهر ندار.
و یا شاید تضادهای ساده‌تر، زیر باد کولر می‌شینیم و از زحمت‌کشان کوره‌ها صحبت می‌کنیم، در سرمای زمستان در حال نوشیدن نسکافه گرم برای مستمندان سرمازده دل می‌سوزونیم، تا خرخره می‌خوریم و با باد گلو از گرسنگان آفریقایی حرف می‌زنیم و هزاران نمونه دیگر ...
تضادهای به ظاهر ساده، اما در واقعیت ناگوار. چه چیز ناگوارتر از این که بین فکر و عمل وحدت وجود نداشته باشه.
حالا ما جزو کدوم دسته هستیم. کاش بی‌دین، خدانشناس، ندار باشیم ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

ریسمان

... من زمانی دراز را در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه برای بند بازانی که بر روی ریسمانی بس نازک و لرزنده راه میروند نگران بوده ام. اما دخترم، این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین استوار و گسترده بیشتر از بند بازان ریسمان نا استوار سقوط می کنند...

بخشی از نامه چارلی‌چاپلین به دخترش

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

کینه مقدس

در خلوت غروب،
خون انگشتان کودک قالی‌باف،
بر سینه فرش زرین،
گل سرخ کینه می‌کاشت،
تا با بی‌خیالی بر آن قدم نهیم،
و بدینسان بپرورانیم کینه مقدس کودک را

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

ضحی

من چندان میانه خوبی با قرآن ندارم، اما گاها تو این کتاب، سوره‌هایی پیدا می‌شه که در جمله ساده، اما معنای عمیقی دارند. یکی از این سوره‌ها، سوره ضحی است. باشد که از غافلان نباشیم.

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

قسم به روز در آن هنگام كه آفتاب برآيد،
و سوگند به شب در آن هنگام كه آرام گيرد،
كه خداوند هرگز تو را وانگذاشته و مورد خشم قرار نداده است!
و مسلما آخرت براى تو از دنيا بهتر است!
و بزودى پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود شوى!
آيا او تو را يتيم نيافت و پناه داد؟!
و تو را گمشده يافت و هدايت كرد،
و تو را فقير يافت و بى‏نياز نمود،
حال كه چنين است يتيم را تحقير مكن،
و سؤال‏كننده را از خود مران،
و نعمتهاى پروردگارت را بازگو كن!


  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

محبت

 آه ای کینه! تو هم مثل محبت مقدس هستی. ما نمی توانیم محبت خود را به مردم ثابت کنیم مگر اینکه به دشمنان مردم کینه بورزیم. تو با ریختن خون ظالم به ستم دیدگان محبت می نمایی.

صمد بهرنگی
  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

نان

 آن کس که کار می کند حق زندگی دارد و آن کس که حاصل کار و زحمت دیگران را صاحب می شود و به عیش و عشرت می پردازد، باید نابود شود. اگر نان هست همه باید بخورند و اگر نان نیست، همه باید برای رسیدن به نان تلاش کنند. اگر آسایش و خوشبختی است برای همه باید باشد و اگر نیست برای هیچ کس نمی تواند باشد.

صمد بهرنگی
  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :

عشق

عشق ما نیازمند رهایی است، نه تصاحب
در راه خویش ایثار باید، نه انجام وظیفه


  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ آذر ،۱۳۸٥
تگ ها :