سفر

تو وبلاگ‌ها که می‌گشتم یادم افتاد که چند روز بیشتر نمونده به عید. اینجا که خبر خاصی از عید نیست، از اون احساسات ناب قبل از عید. شاید قشنگترین تصویری که در طول عمرم در ذهنم باقی مونده خاطره رفتن به تجریش و راه رفتن در شلوغی‌های شب قبل از عیده. دستفروش‌ها که بساطشون رو جا به جا پهن کردن، ماهی فروش‌ها، میوه فروش‌ها، عطر سبزه و گل و مردم ...
خوشحالم که چند روز دیگه دارم می‌آم ایران و می‌آم دوباره بین همون احساسات ناب ...

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

یک نکته

یکی از ویژگی‌های جالبی که اینجا تو سوئد دیدم اینه که القاب مزخرف و اضافی مثل دکتر و مهندس که عادت کرده بودیم به هم حواله بدیم وجود نداره و آدم‌ها مستقل از القابشون دارای احترام هستند. علاقه‌ای ندارم که سنگ کشور دیگه‌ای رو به سینه بزنم و بر عکس خیلیا که اینجا از ایرانی‌بودن خودشون فراری هستن، من به اون افتخار می‌کنم، ولی خوب اگر یک چیزی خوبه باید منصفانه پذیرفتش ...

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

این قافله عمر عجب می‌گذرد

چه زود گذشت. انگار همین دیروز بود که اومدیم سوئد. بالاخره این دوره هم تموم شد و دو روز دیگه باید از تزمون دفاع کنیم. نمی‌دونم نتیجه این کار قراره چه دردی از بشریت کم کنه. شاید هیچی.
بگذریم.
هر چی که بود گذشت ...

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

نقاشی خدا

نون تافتون عزیز از من دعوت کرده که در بازی نقاشی خدا شرکت کنم. هدف از این بازی نشون دادن زیباترین منظره طبیعی است. قبل از اینکه من هم تصویر انتخابی خودم رو بذارم خواستم به یک مطلبی اشاره کنم و اون این هست که من چندان به وجود نقاش برای این مناظر اعتقادی ندارم و یا به عبارتی دیگر خالقی رو برای این همه زیبایی باور ندارم. اما باور نداشتن خالق به معنی عدم باور خدا نیست چرا که مفهوم خدا رو جدا از خلقت حس می‌کنم. نمونه‌های زیادی از این نظم بدون ناظر رو می‌شه در عالم پیدا کرد، چه در عالم مجازی و کامپیوتری و چه در عالم واقعیت. شبکه‌های gossiping، الگوریتم‌های ژنتیک، بلورهای بسیار زیبا و ساده نمک که تو دوران راهنمایی می‌ساختیم و هزاران نمونه دیگر که تنها مبنای کارشون بر اساس فرایندهای تصادفیه.
به قول فیلم مارمولک که می‌گفت به تعداد آدم‌ها راه هست برای رسیدن به خدا، من هم گرته‌برداری می‌کنم و می‌گم به تعداد آدم‌ها درک هست نسبت به دنیا و درک من هم فقط یکی از شش میلیارد و هفتصد و خورده‌ای میلیون درکه، نه بیشتر، نه کمتر، و به همون اندازه هم دارای خطا،
اما عکس انتخابی من، عکس چشم خداست ...
 

 

خوب قاعدتا به رسم بازی‌های وبلاگی من هم باید چند نفری رو دعوت کنم: فاطمه عزیز، هادی عزیز و پژوهنده عزیز ...

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

آزاد چنان که در آزادیست

هشت سال پیش بود که کار کردن با گنو/لینوکس رو شروع کردم. شاید اون موقع دلیل کار با این سیستم‌عامل به ظاهر سخت فقط انجام پروژه لیسانس بود. اما بعدها که با مفهوم Free Software آشنا شدم، سیستم‌عامل گنو/لینوکس رو فراتر از یک برنامه، بلکه مفهومی دیدم که ایده‌های ذهنیم در مورد دنیای واقعیت رو در دنیای مجازی عینیت می‌بخشید، و همین امر انگیزه‌ای شد برای من که دنیای مجازی خودم رو با ویروس‌های محصول آقای بیل‌گیتس یا همون Windows آلوده نکنم و بشم یک کاربر گنو/لینوکس.
و خوشحالم که امروز این فرصت بهم دست داد تا موسس این سیستم‌عامل یعنی آقای ریچارد استالمن رو از نزدیک ببینم. او که امروز به دانشگاه اومده بود تا در مورد Free Software Foundation صحبت کنه.

و اما چهار اصل Free Software که جهان‌بینی من در عالم کامپیوتر رو تشکیل می‌ده:
اصل صفرم. آزادی اجرای برنامه به هر منظوری.
اصل یکم. آزادی خواندن کد برنامه و تغییر آن.
اصل دوم. آزادی کپی و توزیع برنامه تا به این طریق به همسایه خود کمک کنی.
اصل سوم. آزادی برای بهبود بخشیدن به عملکرد برنامه و در اختیار دیگران قرار دادن آن.

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

پرسپولیس

دیشب فیلم پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی رو دیدم. فیلم خوش‌ساختی بود که تاریخ ایران دهه شصت رو نشون می‌داد. جریاناتی که خیلی از ما احتمالا شاهدش بودیم. دوران انقلاب، شور انقلابی، اعدام‌ها، جنگ، حکومت مذهبی، دخالت در زندگی شخصی افراد، نابسامونی نسل جوون و ...
فیلم جالب بود اما دیدگاهم با دیدگاهی که ساتراپی به این مقولات داشت تاحدی متفاوته، اما نمی‌خوام فعلا راجع ‌به اون بنویسم.
تو خبرها خوندم که پرسپولیس غیر از جایزه کن، جایزه سزار رو هم برده و به عنوان کاندیدای اسکار هم مطرح شده. این خبرها رو که خوندم این سوال از ذهنم گذشت که فیلم جالب و زیبا ساخته شده، درست، اما اگر همین فیلم به جای بیان مشکلات ایران، در مورد مشکلات مردم فلسطین و ظلمی که اسرائیل به اونها می‌کنه ساخته می‌شد آیا باز هم این همه جایزه می‌گرفت؟

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :