این یک سال

دو سه روز دیگه بلیط داریم برای ایران. بعد از تقریبا یک سال دوری، دوباره زمان بازگشت.

یک سال گذشت. یک سال پر خاطره. پر تجربه. من که پنج سال از زمان دانشجوییم می‌گذشت دوباره برگشتم به همون فضا. فضای یک زندگی دانشجویی. زندگی بی‌تجملات که همش تو یک چمدون جا می‌شه. حس خوبیه. حس عدم تعلق خاطر.

یک سال گذشت. یک سال که نیمی از اون رو در تاریکی‌های زمستون سوئد سپری کردیم. شب‌های طولانی و سرد. تاریکی و سرمای ۲۰- درجه که بر خلاف نظر بقیه برای من شادی‌بخش بود. و تنها سرگرمی اون شب‌ها گوش دادن به رادیو بود و گشتن تو اینترنت.

یک سال گذشت. یک سال از دوستی‌های جدید که اینجا شکل گرفت و الان بعد از یک سال هر کس قصد کشور دیگه‌ای کرده. و تنها چیزی که باقی می‌مونه خاطره این روزهاست، که شاید دیگه دیداری مجدد نیازمند گذشت سال‌ها باشه.

یک سال گذشت. یک سال از زندگی در کشوری با اقتصاد سوسیالیستی. دوستانم بعضی وقتها به شوخی بهم می‌گن اونجا هم باز تفکرات صمد بهرنگی رو داری. و زیبایی اینجا اینه که دولت تفکر صمد بهرنگی رو داره و دولت خود یک جامعه شاد و نسبتا بی‌طبقه ساخته.

و یک سال گذشت. یک سال دوری از خانواده، دوستان و ایران عزیز ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :

Tokio Hotel

امروز رفته بودیم مرکز شهر یک کم قدم بزنیم. یک جا دیدیم عده زیادی آدم جمع شدن. آدم‌هایی با ظاهری متفاوت و قیافه‌های عجیب. قیافه‌هایی که گاها بهشون می‌گیم متال.
وقتی رسیدیم به جمعشون فکر کردم که اومدم وسط مجلس عزاداری. همه چشمها اشک‌آلود و پف‌کرده. علت رو که پرس‌وجو کردیم فهمیدیم گروه محبوب این دوستان عزیز متال به اسم Tokio Hotel اونجا اومده و این تجمع و اشک ریختن‌ها برای دیدن عکس رخ یارشونه ...
اون صحنه‌ها اول برام غریب بود، اما بعد دیدم که نه! این صحنه‌ها رو تو ایران عزیز و از تلویزیون خودمون بارها و بارها دیدم. صحنه‌های مشابه، تجمع‌های مشابه و اشک‌های مشابه، اشک‌هایی از یک جنس اما با دیدگاه‌هایی متضاد. اشک‌های دوستان بس... بگذریم ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :

شبکه‌های overlay

در شاخه سیستم‌های توزیع‌شده از علم کامپیوتر، مفهومی وجود داره به اسم شبکه‌های overlay که به معنی یک شبکه مجازیه که بر روی یک بستر و شبکه فیزیکی بنا شده و ساختار این شبکه overlay می‌تونه کاملا مستقل از شکل و ساختار شبکه فیزیکی‌ای زیر اون باشه.
غرض از معرفی این شبکه رو حالا می‌گم:
این مدتی که سوئد هستم واقعا همه چیز رو عالی دیدم. همه چیز سر جای خودش. مردمی محترم، احترام به حقوق افراد، آزادی عقیده و ...، ولی نمی‌دونم چرا با تمام این خوبی‌ها هنوز حس نزدیکی خاصی با اینجا نمی‌کنم و حس یک خلا‌ایی همچنان وجود داره.
یک کم که به قضیه نگاه کردم دیدم که فضای سوئد شبیه یک بستر شبکه فیزیکی‌ای خیلی خوبه. تمام لینک‌ها درستن و تمام روترها و سو‌ئیچ‌ها ارتباط‌ها رو خوب برقرار کردن و هیچ چیزی این وسط گم نمی‌شه. اما هر چی به سمت ایران عزیز خودمون که پیش می‌ریم این شبکه فیزیکی شروع می‌شه به خراب شدن. یا لینک‌ها قطعن، یا روترها اطلاعات رو منتقل نمی‌کنن یا هزار تا مشکل دیگه. ولی به همون نسبت که این شبکه فیزیکی‌مون خراب می‌شه، اومدیم یک شبکه مجازی روی این بستر ساختیم. یک شبکه مجازی ساختیم و تو اون شبکه زندگی می‌کنیم. تو اون شبکه نفس می‌کشیم. تو اون شبکه کار می‌کنیم و تو اون شبکه ...، غافل از شبکه فیزیکی‌ زیرمون که چه ناپایداره. حالا اینجا هم تو سوئد که هستیم هر چند که بستر فیزیکی خوبی داره، اما به خاطر نبود شبکه مجازی‌مون حس نزدیکی پیدا نمی‌شه.
این شبکه مجازی که تشکیل شده از روحیه و عرفان شرقی، مرام ایرانی و یک مشت جفنگ به اسم مذ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :

خرمشهر

سوم خرداد. سالروز آزادی خرمشهر. روزی که جوانان پاک ایران‌زمین در راه عقیده و وطن از جان گذشتن و خاک وطن را باز پس گرفتن... جوانان پاکی که بسیجی می‌نامیدمشان.
و چه بی‌شرمند دشمنان خلق که در کمتر از دو دهه دو مفهوم مقدس بسیج و توده را در مقابل هم قرار دادند. آن روزها نبرد ظالم و مظلوم بود و وظیفه آدم مشخص، اما نبرد امروز نبرد مظلوم در مقابل مظلومه و ...

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :

حتی تو عبادت

 "يك مرد و يك زن مي خواهند در يكجا نماز فرادا بخوانند . نحوه ايستادن آنها بايد چگونه باشد؟
در نماز، زن بايد عقب تر از مرد بايستد و بهتر است جای سجده زن از جای ايستادن مرد کمی عقب‌تر باشد، بنابراين اگر زن جلوتر يا مساوی مرد بايستد نماز او باطل است و در اين حکم بين محرم و نامحرم يا زن و شوهر و يا نماز واجب و مستحب فرقی وجود ندارد ..."
حالا هی تو سر خودمون بزنیم که زن و مرد برابرن. دِ نیستن دیگه عزیز من.

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :

تاریخ

اوضاع این روزهای دانشگاه عزیز امیرکبیر، دستگیری دانشجوها، برخوردهای خیابونی و ...
داشتم اینها رو با خودم مرور می‌کردم که این جمله دفاعیه گلسرخی از ذهنم گذشت:
"اتهام سیاسی در ایران این‌ست كه زندان‌های ایران پر است از جوانان و نوجوانانی كه به اتهام‬ اندیشیدن و فكركردن و كتاب خواندن توقیف و شكنجه و زندانی می‌شوند. آقای رئیس دادگاه همین دادگاه‌های شما آنها را محكوم به‬ زندان می‌كند. آنان وقتی كه به زندان می‌روند و برمی‌گردند دیگر كتاب را كنار می‌گذارند مسلسل بدست می‌گیرند."

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦
تگ ها :