یک بستنی ساده

هیچ وقت از کافی شاپ خوشم نیامده. خصوصا وقتی آدم‌های رنگارنگی رو می‌بینم که به زور دارند به هم لبخند می‌زنند. بعد از مدتها یک روز عصر رفتم به یکی از این کافی‌شاپ‌ها. همین‌طور که داشتم به مردم نگاه می‌کردم، دیدم یک دختر آدامس فروش کوچولو آمد تو و رفت پشت یک میز نشست.پیشخدمت تا نگاهش به این دختر بچه افتاد با سرعت به سمت او یورش برد تا او را بیرون بیندازد. دختر بچه با اعتماد به نفس کامل به پیشخدمت گفت: پولش را می‌دهم، هیچ چیز مجانی نمی‌خواهم! کمی پایش را تکان داد و در حالی که زیر نگاه سنگین بقیه بود به پیشخدمت گفت: یه بستنی میوه‌ای چند است؟ پیشخدمت با بی‌حوصلگی گفت: پنج دلار. دختر بچه دست کرد توی لباسش و پول‌هایش را بیرون آورد و شروع به شمردن پول‌هایش کرد. بعد دوباره گفت یک بستنی ساده چند است؟ پیشخدمت بی‌حوصله تر از دفعه قبل گفت: سه دلار. دختر آدامس فروش گفت: پس یک بستنی ساده بدهید. پیشخدمت یک بستنی برایش آورد که فکر نمی‌کنم زیاد هم ساده بود! احتمالا مخلوطی بود از ته مانده بقیه بستنی‌ها. دخترک بستنی را خورد و سه دلار به صندوق داد و رفت. وقتی که پیشخدمت برای بردن ظرف بستنی آمد، دید دخترک کنار ظرف بستنی دو تا یک دلاری مچاله شده گذاشته برای انعام!

منبع: وبلاگ زوزه

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٧
تگ ها :

از یک کامنت به یک نوشته

دوست عزیزی باور به ماتریالیست بودن رو نشونه ادعای روشنفکری بیان کردند. خواستم در پاسخ بگم که اعتقاد داشتن به عقیده‌ای نه به نشونه برتری اون عقیده‌اس، نه نشونه روشنفکری و نه نشونه هر چیز دیگه. باور داشتن عقیده‌ای فقط جهان‌بینی آدم رو نشون می‌ده در برابر دنیایی که در اون زندگی می‌کنه، نه بیشتر، نه کمتر.
اونی که خداپرسته، اونی که ماتریالیسته، اونی که گاوپرسته، اونی که هویج‌پرسته، اونی که ...، همه با هم برابرند و هیچ کدوم بر دیگری برتری ندارند مگر بر انگیزه و نیرویی که به پیروانشون می‌دن برای بهتر و مفیدتر زندگی کردن. البته بهتر زندگی کردن هم تعریف ثابتی نداره و می‌شه اونو با دیدگاه‌ها و جهان‌بینی‌های مختلف تعریف کرد، اما در اینجا منظور مفهوم کلی اونه که تجربه بشری از آغاز تا اکنون به اون رسیده ...

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ تیر ،۱۳۸٧
تگ ها :