این دنیای ...

دنیای عجیبیه! نمی‌ذاره آدم یک کمی بی‌خیال باشه و به زندگی عادیش برسه. انگار همش می‌خواد تو رو تو میدون امتحان قرار بده. می‌خواد تو رو تو میدون امتحان قرار بده تا بهت نشون بده که چندمرده حلاجی. همونطور که تو چند تا پست قبلی نوشته بودم سه چهار ماه پیش دوران سختی رو گذرونده بودم. هر جوری بود گذشت، که نوشتم. حالا دوباره این دنیای بی‌مرام ولکن نیست و می‌خواد یک بار دیگه امتحان پس بدم، اما این بار جنس امتحانش مثل دفعه قبل نیست، که بسیار دشوارتر از اونه. امتحانش از جنس خوشیه که فکر می‌کنم سربلند بیرون اومدن از اون به مراتب سخت‌تر از دفعه قبله. با خودم این جمله چارلی‌چاپلین رو مرور می‌کردم که می‌گفت: "مردم بر روی زمین استوار، بیش از بندبازان روی ریسمان سقوط می‌کنند".
آدم تا سر دو راهی‌های زندگی قرار نگیره نمی‌تونه خودش رو خوب بشناسه و هر چی که در مورد خودش فکر می‌کنه کشکه! حالا ای دنیا، بجنگ تا بجنگیم ...

 

  
نویسنده : امیرحسین ; ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٧
تگ ها :